تبلیغات
آموزش تخصصی ETABS

جلسه یازدهم

جلسه یازدهم

با سلام خدمت همه دوستان گرامی.

قبل از هر چیز عذر خواهی مرا به دلیل وقفه ای که در روند ارائه مطالب و آپدیت وبلاگ پیش آمد بپذیرید.گاهی اوقات مشغله های کاری، انسان رو بدجوری درگیر میکنه....

ابتدا به سوالاتی که در جلسه قبل پرسیدم و کسی پاسخی به آنها نداد، میپردازم!

ابتدا به رابطه زیر برای محاسبه ممان اینرسی یک مقطع مستطیلی توجه نمایید:



در رابطه فوق B عرض مستطیل و H  ارتفاع مستطیل میباشد

Linear: در مقاطع مستطیلی زمانیکه پهنای مقطع در فاصله بین دومقطع بصورت خطی تغییر نماید، از این گزینه استفاده میشود. (چرا؟)

پاسخ: زیرا در این حالت طبق رابطه محاسبه ممان اینرسی  B دارای درجه یک میباشد، پس تغییرات آن هم با درجه یک اثر خود را در محاسبه ممان اینرسی نشان میدهد.

Cubic: در مقاطع مستطیلی زمانیکه ارتفاع مقطع در فاصله بین دو مقطع بصورت خطی تغییر نماید، از این گزینه استفاده میشود. (چرا؟)

پاسخ: زیرا در این حالت طبق رابطه محاسبه ممان اینرسی H  دارای درجه سه میباشد، پس تغییرات آن هم با درجه سه اثر خود را در محاسبه ممان اینرسی نشان میدهد.

Parabolic: برای مثال در مقاطع آی شکل   زمانیکه ارتفاع مقطع بصورت خطی تغییر نماید از این گزینه استفاده میکنیم. (چرا؟)

پاسخ: همانطور که میدانیم در محاسبه ممان اینرسی مقاطع I شکل، مساحت هر بال در مربع فاصله آن از مرکز هندسی ضرب میگردد.به دلیل اینکه مربع فاصله در محاسبه ممان اینرسی وارد میشود، لذا با تغییر ارتفاع مقطع تغییرات ممان اینرسی نیز از درجه دو خواهد بود.


و اما ادامه درس...

همانطور که در جلسه قبل شرح دادم بعد از قرار دادن نوع بار (Type) بر روی QUAKE قسمت Auto Lateral Load فعال میشود.

روش User Coefficient

به منظور شرح این قسمت، ابتدا در قسمت Auto Lateral Load گزینه User Coefficient را شرح میدهم.

بعد از  انتخاب گزینه User Coefficient، ابتدا بر روی Modify Load کلیک نمایید با این عمل گزینه Modify Lateral Load قابل انتخاب میشود.روی آن کلیک نمایید، با این عمل پنجره ای به شکل زیر باز میشود:



در این پنجره میتوان راستای زلزله، طبقات اعمال نیروی زلزله و ... را تعریف نمود که در ادامه به شرح هریک میپردازم.

در قسمت User Coefficient کاربر ضریب زلزله (C) را به برنامه معرفی مینماید و برنامه بطور خودکار پس از محاسبه وزن طبقات، برش پایه را محاسبه نموده و نیروی زلزله هر طبقه را بطور خودکار اعمال مینماید.

طبق دستورالعمل موجود در منوال برنامه در قسمت User Coefficient جهت توزیع نیروی زلزله طبقات از رابطه زیر استفاده میکند:



در رابطه فوق V همان برش پایه است که برابر با C.W میباشد.لذا همانطور که مشاهده میشود رابطه فوق مشابه با رابطه موجود در آیین نامه 2800 است در صورتیکه K=1  در نظر گرفته شود و نیروی شلاقی (Ft) هم نداشته باشیم (آیین نامه 2800 ویرایش سوم صفحه 25 رابطه 2-9).

*توجه: نیروی شلاقی که در آیین نامه 2800 با Ft نشان داده شده است، در صورتی که زمان تناوب سازه برابر و یا کوچکتر از 0.7 ثانیه باشد، برابر صفر لحاظ میشود.

خب، با این مقدمه به توضیح گزینه های موجود در پنجره تنظیمات User Coefficient میپردازم.

قسمت Direction and Eccentricity

در این قسمت راستای زلزله و نیز مقدار پیچش تصادفی را تعریف میکنیم:

X Dir: زلزله در جهت x بدون لحاظ کردن پیچش تصادفی

X Dir + Eccen Y: زلزله در امتداد x با لحاظ نمودن پیچش تصادفی مثبت

X Dir -  Eccen Y: زلزله در امتداد x با لحاظ نمودن پیچش تصادفی منفی

عبارات Y Dir، Y Dir + Eccen X وEccen X  Y Dir – همانند حالت قبلی است با این تفاوت که زلزله در راستای محور Y میباشد.

Ecc. Ratio (All Diaph.): با این گزینه میتوان درصد بعد خارجی ساختمان که در محاسبه پیچش تصادفی استفاده میشود را وارد نمود.این مقدار برابر با 5 درصد بعد خارجی ساختمان (برون مرکزی اتفاقی) در جهت عمود بر امتداد زلزله میباشد، لذا مقدار 0.05 را وارد مینماییم (آیین نامه 2800 ویرایش سوم صفحه 26 بند 2-3-10-3).


توجه: این مقدار 0.05  برای همه طبقات اعمال میشود. (All Diaphragm)

*توجه: قسمت Override Diaph. Eccen. برای تعریف مقدار درصد بعد خارجی ساختمان برای طبقاتی که مقداری بیشتر از 0.05 باید در موردشان اعمال شود کاربرد دارد.در این مورد در قسمت نامنظمی ها صحبت خواهم کرد.پس فعلا با این گزینه کاری نداریم.

Story Range

در این قسمت طبقاتی که توزیع بار درموردشان اعمال میشود را به نرم افزار معرفی مینماییم.

Top Story: بالاترین طبقه برای اعمال بار زلزله.توضیح اینکه طبق آیین نامه 2800 ویرایش سوم، در صورتیکه ساختمان دارای خرپشته با وزن بیشتر از 25 درصد وزن بام باشد، علاوه بر اینکه در محاسبه زمان تناوب ساختمان و پرش پایه میبایست ارتفاع خرپشته را حساب آورد، در حین اعمال بار زلزله نیز بالاترین طبقه، تراز روی خرپشته میباشد.

Bottom Story: پایین ترین طبقه برای اعمال بار زلزله که همان تراز روی شالوده ساختمان (Base) میباشد.

Factors

این قسمت شامل دو مورد زیر میباشد:

Base Shear Coefficient, C: همان ضریب زلزله یا ضریب برش پایه میباشد که خودمان حساب کرده و در اینجا وارد مینماییم.

Building Height Exp., K: این ضریب K، همان ضریبی است که در رابطه موجود در منوال برنامه، خدمتتان معرفی نمودم.همانطور که گفتم برای انطباق این رابطه با رابطه موجود در آیین نامه 2800 میبایست این مقدار را برابر با 1 وارد نمایید.

بعد از انجام تنظیمات بر روی دکمه Ok کلیک نمایید.

* توجه: همانطور که ملاحظه نمودید در صورتی که ساختمان شامل اعمال بار شلاقی در حین توزیع بار زلزله شود نمیتوان از روش User Coefficient که در این قسمت شرح داده شده استفاده نمود و لذا میبایست از روش User Loads برای اعمال بار شلاقی استفاده نماییم.

روش User Loads

در این روش خودمان نیروی زلزله طبقات را محاسبه کرده و در جدولی که برنامه در اختیارمان قرار میدهد وارد مینماییم.پس از این روش زمانیکه بار شلاقی باید اعمال شود، استفاده مینماییم.

اگر از قسمت Auto Lateral Load گزینه User Load را انتخاب نماییم و بر روی Modify Lateral Load  کلیک نماییم، پنجره ای به شکل زیر باز میشود:



همانطور که در شکل فوق مشاهده مینمایید، برنامه جدولی را در اختیار کاربر قرار میدهد تا اطلاعات مربوطه را در آن وارد نماید.

*توجه: دقت نمایید که با کلیک بر روی خانه های دو ستون اول یعنی ستونهای Story و Diaphragm  منوی کرکره ای باز میشود که میتوان از طریق آن طبقه و دیافراگم مربوطه را انتخاب نمود.

و اما شرح هریک از ستونها:

Story: در این ستون طبقه مورد نظر که میخواهید بار زلزله مربوط به آن را وارد نمایید، انتخاب میکنید.دقت نمایید که با کلیک بر روی خانه مربوطه و منوی کرکره ای باز شده این کار را انجام میدهیم.قابل ذکر است تعداد طبقاتی که در منوی کرکره ای نمایش داده میشوند برابر با تعداد طبقاتی است که در ابتدا و در حین تعریف طبقات ایجاد نمودید.

Diaphragm: دیافراگم یا همان کف طبقه که باید نظیر با همان طبقه انتخاب شود.

FX: در این ستون نیروی زلزله در امتداد محور X ها برای طبقه مورد نظر وارد میشود.

FY: در این ستون نیروی زلزله در امتداد محور Y ها برای طبقه مورد نظر وارد میشود.

MZ:  برای وارد نمودن مقدار پیچش تصادفی در طبقه مربوطه از این ستون استفاده میشود.

دو ستون آخر (X ,Y ): برای وارد نمودن مختصات مربوط به محل اثر نیروی زلزله میباشد که در مباحث لرزه ای، این نقطه همان مرکز جرم طبقه میباشد.

در پایین پنجره دو گزینه دیگر نیز وجود دارد:

User Specifies Application Point: اگر این گزینه انتخاب شده باشد، دو ستون آخر فعال است و این بدان معناست که کاربر میبایست مختصات محل اثر نیرو را وارد نماید.

Apply at Center of Mass: به معنای اعمال در مرکز جرم است. با انتخاب این گزینه دو ستون آخر محو میشوند و برنامه بطور خودکار مرکز جرم هر طبقه را محاسبه نموده و بار را در آن نقطه قرار میدهد.با انتخاب این گزینه در قسمت Additional Ecc. مقدار در صد بعد خارجی ساختمان برای محاسبه پیچش تصادفی وارد میشود.نکته حائز اهمیت در اینجا این است که مقدارپیچش تصادفی که توسط Additional محاسبه میشود با مقداری که در قسمت MZ وارد نموده ایم جمع خواهد شد.پس دقت نمایید که اگر از Apply at Center of Mass استفاده مینمایید، مقدار MZ را صفر وارد نمایید و در قسمت Additional مقدار 0.05 را وارد نمایید.

*توجه: بدیهی است که هر دو روش User Loads و User Coefficient برای حالتی است که از روش تحلیل استاتیکی برای محاسبه توزیع نیروی زلزله در سازه استفاده مینماییم.

 

Define > Load Combination

بعد از اینکه انواع حالتهای بارهایی که در تحلیل و طراحی به آنها نیاز داریم، تعریف کردیم میبایست به تعریف Load Combination یا همان ترکیبهای مختلف بارگذاری  بپردازیم.

قبل از اینکه به معرفی انواع ترکیبهای بارگذاری بپردازم بهتر است ابتدا کمی در مورد روشهای طراحی سازه ها صحبت کنیم.

بطور کلی دو روش طراحی برای سازه ها وجود دارد:

روش ASD که مخفف Allowable Strength Design میباشد و روش LRFD که مخفف Load and Resistance Factor Design میباشد.

در روش ASD مقدار ظرفیت اعضای سازه ای در محدوده خطی نمودار تنش کرنش لحاظ میشود.برای این منظور اگر Fy تنش تسلیم مصالح مورد نظر باشد، برای اینکه بعد از اعمال بار در محدوده ارتجاعی باقی بمانیم از تنش مجاز طراحی را  0.6Fy در نظر میگیریم.در این حالت از ترکیبهای بارگذاری استفاده میشود که هیچگونه ضریبی در آنها وارد نشده است.

در روش LRFD به اعضای سازه ای اجازه میدهیم که به حد تنش تسلیم برسند.در این نوع طراحی از ترکیب بارهایی استفاده میشود که دارای ضریب هستند.

به روش ASD روش طراحی تنش مجاز و بهLRFD روش طراحی  بار و مقاومت  و یا  روش حدی نیز گقته میشود.


در حال حاضر طراحی سازه های بتنی فقط به روش LRFD میباشد هرچند در ابتدا  (تا قبل از سال 1956 میلادی) در طراحی بتن از روش ASD استفاده میشد. طراحی سازه های فولادی به هر دو روش انجام میگیرد هرچند استفاده از روش LRFD در طراحی سازه های فولادی جدیدتر بوده و تا کنون کمتر استفاده شده است.

با این مقدمه به سراغ ترکیب بارهایی که لازم است تعریف نماییم میروم:

*توجه: در کلیه حالات مطرح شده در زیر E، D و L بترتیب نشان دهنده بارهای مربوط به زلزله، مرده و زنده میباشند.

*توجه: حالتهای بارگذاری زیر فرم کلی بارگذاری را نشان میدهند و نه تعداد ترکیب بارها را!

آیین نامه فولاد روش ASD

D + L

0.75 D + 0.75 L + 0.75 E

0.75 D + 0.75 L – 0.75 E

0.75 D + 0.75 E

0.75 D + 0.75 E

آیین نامه بتن  روش LRFD

1.25 D + 1.25 L

D + 1.2 L + 1.2 E

D + 1.2 L - 1.2 E

0.85 D + 1.25 E

0.85 D - 1.25 E


سوال: گفتیم در طراحی به روش تنش مجاز ترکیب بارها بدون ضریب هستند، اما همانطور که در بالا مشاهده مینمایید، در ترکیب بارهای ارائه شده برای فولاد، آنهایی که شامل بار زلزله هستند، دارای یک ضریب 75/0 نیز هستند.علت چیست؟

*توجه: طبق بند 2-1-4  صفحه 11 آیین نامه 2800 ویرایش سوم،ساختمان میبایست در دو امتداد عمود بر هم در برابر نیروهای جانبی محاسبه شود ( مثلا X  و Y) و بطور کلی محاسبه در هریک از این دو امتداد،  بصورت مجزا و بدون در نظر گرفتن اثر امتداد دیگر انجام میشود مگر برای ساختمانهای نامنظم در پلان و نیز ستونهایی که در محل تقاطع دو یا چند سیستم بار بر جانبی قرار گرفته اند. در حالت اخیر برای منظور نمودن بیشترین اثر زلزله، میبایست صد در صد نیروی زلزله هر امتداد به اضافه 30 درصد نیروی زلزله امتداد عمود بر آن را با هم ترکیب نمود.

*توجه: در زمانی که 30 درصد نیروی زلزله امتداد دیگر را نیز در ترکیب بار وارد مینماییم، برای زلزله امتدادی که 30 درصد آن وارد ترکیب بار میشود، لحاظ نمودن پیچش اتفاقی الزامی نمیباشد.(تبصره 2- صفحه 12 آیین نامه  2800 - ویرایش سوم)

*نمونه ای از ترکیب باری که دارای زلزله 30 درصد نیز میباشد بصورت زیر است:

 

D + 1.2 L + 1.2 EX + 0.3*1.2 EY

 

*توجه: طبق آیین نامه 2800 ویرایش سوم،  ساختمانها بر حسب شکل به دو دسته منظم و نامنظم تقسیم میشوند.اگر ساختمانی بخواهد منظم باشد باید هم در پلان و هم در ارتفاع منظم باشد.( برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به آیین نامه 2800 ویرایش سوم  بند 1-8 صفحه 7)

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 خرداد 1390    | توسط: مسعود رحیمی    | طبقه بندی: آموزش ETABS،     |

جلسه دهم

در ابتدا به سوالی که در جلسه قبل پرسیدم پاسخ میدهم.برای یاد آوری، سوال را مجدداً ذکر میکنم:

در مثال تعریف IPE دوبل به کمک SD Section، برای تعریف مختصات قرار گیری پلیت های بالا و پایین مقطع در  این صورت عمل میشود  که مختصات X Center  برابر صفر و مختصات Y Center  برای یکی از Plate ها برابر 14.5 سانتیمتر و برای دیگری برابر منفیِ 14.5 سانتیمتر وارد میشود.   آیا میدانید چرا ؟

همانطور که میدانید ارتفاع IPE270 برابر 27 سانتیمتر میباشد.ضخامت پلیت هم طبق تعریف 2 سانتیمتر میباشد،پس اگر بخواهیم پلیت را دقیقا بر روی بال IPE قرار دهیم باید Y Center را برابر با  مقدار زیر وارد نماییم:



پس برای پلیت فوقانی مقدار 14.5+ و برای پلیت تحتانی مقدار 14.5- را وارد میکنیم.به همین سادگی!

شخصی (آقا یا خانم) به نام "محمدیان" سوال را کاملا صحیح پاسخ دادند که از ایشان کمال تشکر را دارم.( لازم به یاد آوری است در پاسخ به این سوال، از پاسخ جناب محمدیان با کمی توضیحات بیشتر استفاده کرده ام!)

 

و اما ادامه درس

 

Add General

با انتخاب این گزینه، پنجره ای به شکل زیر نمایان میشود:



همانطور که در این پنجره مشاهده مینمایید، در این قسمت میبایست مشخصات مقطع مورد نظر را خودتان محاسبه نمایید و در قسمتهای مربوطه وارد نمایید.

* توجه: مشخصات مقاطع از همان روابط موجود در رفرنسهای مربوطه محاسبه میشوند.

*توجه: همان طور که مشاهده مینمایید، در اینجا 12 مورد وجود دارد که میتوان آنها را محاسبه و وارد نمود.اما توجه نمایید که این عمل وقتگیر و غیر ضروری است، بلکه میبایست با توجه به اینکه مقطعی که مشخصات آن را تعریف مینماییم، برای کدام المان سازه ای است ( مثلا بادبند، ستون و یا...) هر کدام از مواردی را که در روند تحلیل و طراحی آن المان سازه ای استفاده میشود، محاسبه و وارد نماییم.

حال به شرح هریک از 12 مورد میپردازم:

Cross section (axial) area: سطح مقطع عرضی المان.

Torsional constant: ثابت پیچشی که معمولا در کتابهای مقاومت مصالح با J نمایش داده میشود.

Moment Inertia about 3 axis: ممان اینرسی حول محور 3. ممان اینرسی را با I نشان میدهیم.

Moment Inertia about 2 axis: ممان اینرسی حول محور 2.

Shear area in 2 direction:: سطح مقطع برشی در راستای محور 2.

Shear area in 3 direction: سطح مقطع برشی در راستای محور 3.

Section modulus about 3 axis: مدول (اساس) مقطع حول محور3. اساس مقطع معمولا با s نشان داده میشود.

Section modulus about 2 axis: مدول (اساس) مقطع حول محور 2.

Plastic modulus about 3 axis: مدول پلاستیک مقطع حول محور 3 که معمولا با z نشان داده میشود.

Plastic modulus about 2 axis: مدول پلاستیک مقطع حول محور2.

Radius of Gyration about 3 axis: شعاع ژیراسیون حول محور 3. شعاع ژیراسیون معمولا با r نمایش داده میشود.

Radius of Gyration about 2 axis: شعاع ژیراسیون حول محور 2.

بعد از اینکه مشخصات مقطع را وارد کردید، دکمه Ok را زده با این عمل

صفحه ای به شکل زیر باز میشود:


در این پنجره:

Section Name: نام دلخواه برای مقطع.دقت نمایید که در این حالت ابتدا مشخصات مقطع را وارد کردید و بعد نام آن را.یعنی برعکس حالتهای قبلی که ابتدا نام مقطع را وارد نمودید و بعد مشخصات آن را.

Section Properties: نمایش مشخصات مقطع که خودتان در پنجره قبلی وارد نمودید.

Set Modifiers: برای واردکردن ضرایب اصلاح سختی، جرم و ... که در جلسات آتی راجع به آن صحبت خواهم کرد.

Material: برای انتخاب نوع ماده مقطع.

قسمت Dimension که شامل دو گزینه Depth به معنای ارتفاع و Width به معنای پهنا میباشد.این دو قسمت را با توجه به ابعاد مقطع وارد نمایید و ضمنا توجه نمایید که این ابعاد جهت محاسبه مشخصات مقطع استفاده نشده بلکه جهت نمایش آن در صفحه ( نمایش گرافیکی و شماتیک مقطع) و فضای تحت اشغال مقطع توسط برنامه استفاده میشوند.

Add steel joist

برای تعریف تیرچه های فلزی.متاسفانه این تیرچه منطبق بر تیرچه های مورد استفاده در آمریکا میباشد و لذا برای ما کاربردی ندارد.

Add Auto Select List

 با انتخاب این گزینه پنجره ای باز میشود که در آن میتوان از بین مقاطع موجود، تعدادی را برای استفاده خودکار برنامه از آن مقاطع در حین طراحی انتخاب نمود.با این کار برنامه مثلا برای طراحی بادبندها فقط از بین مقاطعی که ما انتخاب نموده ایم، برای طراحی استفاده میکند.توضیحات کاملتر در بخش طراحی سازه های فولادی خدمتتان ارائه خواهد شد.

Add Nonprismatic

از این گزینه برای تعریف مقاطع غیر منشوری ( مقاطع با سطح مقطع متغییر) استفاده میشود.مقاطع غیر منشوری  در تعریف سوله ها و یا ماهیچه ها کاربرد دارد.با انتخاب این گزینه پنجره ای به شکل زیر باز میشود:



در این پنجره موارد زیر را داریم:

Nonprismatic Section Name: نام دلخواه برای مقطع

Start Section: مقطعی که میخواهیم بعنوان مقطع آغازین در نظر بگیریم

End Section: مقطعی که میخواهیم بعنوان مقطع پایان پایانی در نظر بگیریم.

Length: طولی که بین Start Section و End Section داریم.توضیح آنکه زمانیکه مقطع غیر منشوری تعریف میکنیم، میبایست طول المان که فاصله بین دو مقطع میباشد را نیز تعریف کنیم.

Length Type: بین دو گزینه Absolute به معنای قطعی و Variable به معنای متغییر قابل انتخاب میباشد.ما عملا گزینه Absolute  را انتخاب میکنیم زیرا فاصله بین دو مقطع را بصورت حکمی وارد مینماییم.

EI33 Variation و EI22 Variation: از این گزینه برای تعریفِ  نوعِ تغییر سختی خمشی بین دو مقطع میباشد.EI33  نشان دهنده سختی خمشی در صفحه 1-3 و EI22 نشان دهنده سختی خمشی در صفحه 1-2 میباشد.در این قسمت سه حالت Linear (درجه 1) ،  Parabolic (درجه 2) و Cubic (درجه 3) را میتوان انتخاب نمود که در زیر توضیح داده میشوند:

Linear: در مقاطع مستطیلی زمانیکه پهنای مقطع در فاصله بین دومقطع بصورت خطی تغییر نماید، از این گزینه

استفاده میشود. (چرا؟)

Cubic: در مقاطع مستطیلی زمانیکه ارتفاع مقطع در فاصله بین دو مقطع بصورت خطی تغییر نماید، از این گزینه استفاده میشود. (چرا؟)

Parabolic: برای مثال در مقاطع آی شکل   زمانیکه ارتفاع مقطع بصورت خطی تغییر نماید از این گزینه استفاده میکنیم. (چرا؟)

*توجه: تغییر سایر ضرایب سختی و نیز تغییر دانسیته بین دو مقطع، همواره خطی فرض میشود.

بعد از تنظیمات مربوطه، دکمه Add را جهت اضافه شدن مقطع تعریف شده، میفشاریم.

*توجه: ممکن است برای تعریف یک مقطع (مثلا مقطع یک ستون)، مجبور باشیم دو گونه مقطع تعریف کینم.در هرحالت، ابتدا و انتهای مقاطع منشوری را تعریف کرده و دکمه Add را میفشاریم

*توجه: در تعریف طول مقطع باید به گونه ای عمل نمایید که ارتفاع مورد نظر را شامل شود.مثلا اگر ارتفاع ستون سه متر است باید مجموع طولهایی که بکار میبرید برابر با سه متر باشد

*توجه: اگر در این زمینه سوال بیشتری داشتید، در قسمت نظرات مطرح نمایید.



بعد از این قسمت وارد بخش تعریف حالتهای بار میشویم:


Define > Static Load Cases



با انجام این عمل پنجره ای به شکل زیر باز میشود:



*توجه: در این پنجره نوع بارهای استاتیکی موجود در آنالیز را تعریف میکنیم و نه مقدار آنها.

 همانطور که مشاهده مینمایید، در سمت چپ پنجره فوق چهار قسمت وجود دارد که به شرح هریک میپردازم:

Load: در این قسمت نام دلخواه را برای بار انتخاب مینماییم.توجه کنید که نام بار را متناسب با ماهیت آن انتخاب نمایید.ما در کل مباحث بار مرده را با D، زنده با L و بار زلزله را با E نمایش میدهیم.  

Type: در این قسمت ماهیت بار را وارد مینماییم.انواع بارهایی که ما با آن سروکار داریم عبارتند از:

Dead: بار مرده

Live: بار زنده

Quake: بار زلزله

Self Weight Multiplier: این گزینه به معنای ضریب وزن اسکلت میباشد.همانطور که میدانیم وزن اسکلت از نوع بار مرده است، لذا مقدار این ضریب را برای بار مرده برابر 1 و برای سایر بارها برابر با صفر قرار میدهیم.توجه شود که مقدار 1 به معنای 100 در صدِ بار اسکلت و مقدار صفر به معنای صفر درصدِ  بار اسکلت میباشد.لذا 100 درصد بار اسکلت را اولا لحاظ میکنیم ثانیا از نوع بار مرده در نظر میگیریم.توجه نمایید که وزن اسکلت سازه خصوصا در سازه های بتنی مقدار قابل توجهی میباشد و نمیتوان آن را در نظر نگرفت.

Auto Lateral Load: این قسمت مربوط به تعریف بار جانبی میباشد.این گزینه زمانی فعال میشود که ماهیت بار از قسمت Type بر روی Quake قرار داشته باشد.با این عمل میتوان از منوی کرکره ای موجود، نوع آیین نامه ای را که میخواهیم بر مبنای آن به محاسبه بارجانبی در سازه بپردازیم را انتخاب مینماییم.به شکل زیر توجه نمایید:



بدیهی است که آیین نامه 2800 ایران، در لیست آیین نامه ها موجود نمیباشد! لذا میبایست از سایر گزینه هایی که در این قسمت وجود دارد همچون User Coefficient  و User Loads برای تعریف بار زلزله استفاده نماییم.

در جلسه بعد به شرح بارجانبی میپردازم.

شاد و پیروز باشید.

 

پایان جلسه دهم

www.civiltutorials.mihanblog.com

tarrah.saze@googlemail.com


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390    | توسط: مسعود رحیمی    | طبقه بندی: آموزش ETABS،     |